الشيخ رسول جعفريان
597
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ » را براى او نوشتند . اين نامه توسط حاطب بن ابى بلتعه به دست مقوس رسانده شد . منابع تاريخى گفتگوى حاطب را با مقوقس نقل كردهاند . حاطب با اشاره به سرنوشت فرعون كه پيش از او بر مصر حكمرانى مىكرده ، از دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و دشمنى مشترك قريش و يهود با او سخن گفته تأكيد كرد كه نصارا نزديكترين گروه به اسلام هستند . مقوقس با احترام فروان نامه را خواند و از حاطب استقبال كرد . يك بار نيز او را خواست و دربارهء محتواى دعوت آن حضرت پرسش كرد . به علاوه ، از حاطب خواست تا قيافهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را براى او ترسيم كند . سپس گفت : او انتظار ظهور پيامبرى را داشته ، اما گمان مىكرده كه او بايد از شامات باشد ، زيرا شامات سرزمين انبياى پيشين بوده است . او گفت : مردم مصر در اين باره از او پيروى نخواهند كرد . زمانى كه او در ساير بلاد غلبه يابد ، قدرتش به اينجا نيز خواهيد رسيد . پس از آن نامهاى براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نوشت و به همراه آن دو كنيز براى آن حضرت فرستاد . يكى از آن دو ، ماريهء قبطيه است كه آن حضرت او را آزاد و به همسرى برگزيد . او مادر ابراهيم فرزند رسول خداست . ديگرى سيرين خواهر ماريه بود كه به همسرى حسّان بن ثابت در آمد . حاطب پنج روز در بار مقوس توقف كرد و پس از آن به مدينه بازگشت . « 1 » نامهء ديگر آن حضرت به « هلال » حاكم بحرين بود . از او آگاهى چندانى در دست نيست و جز ابن سعد كسى به او و نامه اشاره نكرده است . « 2 » خواهيم ديد كه در بحرين از كسان ديگرى نيز دعوت به اسلام شده است . نامهء ديگر به قيصر روم نوشته شد . نوع اين نامهها با تعبير « سلام على من اتبع الهدى » آغاز مىشود . اين تركيب صرفاً جهت كافران به كار مىرفت . اعراب قيصر روم را با عنوان « هرقل » مىشناختند . حامل نامه براى قيصر دحية بن خليفهء كلبى صحابى زيباروى بود كه در روايات آمده كه جبرئيل در قيافهء وى ظاهر مىشد . برخى گفتهاند : قرار بر اين بود تا دحيه نامه را به حاكم شهر بُصرى بدهد تا او ، آن را به قيصر روم برساند . متن نامه به چند صورت نقل شده است . در يكى تنها دعوت به اسلام شده و سپس آيهء « قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا . . . » آمده است . « 3 » اما در متنى ديگر از او خواسته شده تا اسلام را بپذيرد ، در غير اين صورت ، جزيه بپردازد ، آنگاه آية جزيه « 4 » آورده شده است . « 5 » گفتهاند
--> ( 1 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، صص 101 - 97 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 275 ( 3 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 105 ( 4 ) . توبه ، 29 ( 5 ) . مجموعه الوثائق السياسيه ، ص 82